خانه / موضوعات / تاریخ / آفتاب دو باره طلوع خواهد کرد
آفتاب دو باره طلوع خواهد کرد

آفتاب دو باره طلوع خواهد کرد

آفتاب دو باره طلوع خواهد کرد
سرزمینی که روزگاری خورشیدش در ترکستان شرقی طلوع می‌کرد و در مغرب اسلامی غروب می‌نمود، و پهنایش از خوارزم شروع می‌شد و تا اقیانوس هند و افریقای جنوبی می‌رسید، سرزمینی که به برکت آیین ملکوتی اسلام و هدایات نجات بخش این دین آسمانی تمدنی ماندگار را به بشریت هدیه نمود.
آری سرزمین اسلام، سرزمینی که در آغوش پر گهرش دانشمندانی را پرورش داد که بنیاد پیشرفت و ترقی انسان را به سوی دانش نوین و پیشرفت و تعالی پی‌ریزی نمودند، سرزمینی که دانشگاه‌هایش شهره آفاق بودند و از اطراف و اکناف عالم شیفته-گان دانش به سوی آنها بار سفر می‌بستند، در طب، نجوم، جغرافی، ریاضی، هندسه، فلسفه، ادبیات، الهیات و… دانشمندانی به جهان تقدیم نمود که فقط ذکر نامشان کتابی قطور می گردد.
سرزمینی که عدالت، صلح، انسان دوستی و همه‌ی مؤلفه‌های یک مدینه‏ی فاضله در آن معنی یافته بودند، سرزمین غنی ای که در پهنای گسترده اش، خیر و برکت موج می‌زد، در شهرهایش کسی یافت نمی‌شد که زکات بگیرد و گرسنگان عالم را خوان رنگارنگ نعمت بود و مردمان جهان را ماوای آرام مسکنت؛ شهرهایش یکی از دیگری زیباتر و رودهایش یکی از دیگری سرشارتر، آفتابش پرتو افشان مهربانی بود و ماهتابش درخشش نورانی ایمان و توانایی؛ بلدة طیبه و رب غفور. و به قول اقبال: عصر نو کاین صد چراغ آورده است چشم در آغوش او وا کرده است.
مسلمانان چون از رهنمودهای تمدن ساز قرآن فاصله گرفتند، دچار کشمکش‌های داخلی گردیدند و نیرو و توان‏شان رو به ضعف گذاشت، دانشگاه‌های‏شان به ایستایی دچار گردید، و دانشمندان‏شان گرفتار جدال‌هایی عقیم و بی ثمر؛ بی عدالتی و ستم جای عدالت و دادگستری را گرفت، خرافات به جای حقیقت‌ها نشست، تخم عناد و خصومت در مزرعه شان بارور شد، و باغستانهای‏شان به خارستان‌ها بدل گردید.
و آن روزهای درخشان به پایان رسید و سرزمین پهناور مسلمانان به کشورهایی کوچک و بعضا متخاصم تقسیم گردید، سرمایه-های‏شان به غارت رفت و هویتشان حراج گردید، اینکه چرا؟ جوابش مفصل است و در این صفحه‏ی کوچک ریختن بحر در کوزه است و بس؛
«ملتی را رفت چون آیین زدست مثل خاک اجزای او از هم شکست»
از سرزمین دانش، اینک کشورهایی مانده اند که بیشترشان از دانش و تکنالوژی روز بی‌بهره اند و یا هم اگر بهره‌ای دارند وارداتی است و استفاده‌اش را محتاج دیگران اند. از لحاظ اقتصادی بیشتر کشورهایی که در این جغرافیا قرار دارند کشورهای رده دوم به بعد در شمار می آیند.
آتش جنگ خانمانسوزی که اینک در این بلاد در گرفته است چهره‏ی زیبای این سرزمین را دود زده و سیاه گردانیده است، رنگ خورشیدش مکدر شده است و ماهتابش را پرتوی چندان باقی نمانده است، افقش رنگ خون یافته است، از شرق تا غربش گرفتار مصیبت و بلا و اندوه و پریشانی است.
پیکرش به پیکر نحیف و دردمند بیماری می ماند که درد امانش را بریده است. از کجایش بگویم از میانمار و ترکستان شرقی در شرق تا افغانستان در قلب این پیکر دردمند و سوریه و عراق و یمن و فلسطین و مصر و ….؛ در گوشه و کنارش صدای فغان و ناله بلند است.
اما این حالت عارضی است و پایدار نخواهد بود همانگونه که بیماری عارضی است و سلامتی اصل می‌باشد، شب سیاه و دیجور این امت را پایانی خواهد بود و سحرش نزدیک است و آفتابش دوباره در آسمان نورافشانی خواهد نمود.
اینک که تاریکی ها از هر سو به شبستان این بستان حمله ور شده اند، سرطان شوم جنگ بر این پیکر چنگال های خویش را فرو برده است، رنگ گلگون چهره‌اش به زردی گراییده و خزان برگ و بارش را به یغما برده است، اما بهار نزدیک است، بهاری که در آن درختان این سرزمین دوباره شکوفه خواهند داد و از دشت و دمنش لاله ها خواهند رویید؛ برای رسیدن دوباره به بهار، دهقان‌های این امت باید شب و روز پیوسته در تلاش باشند و بذر افشانی نمایند، و برای بارورشدن بذرها، ریشه ها را از جان خویش آبیاری نمایند.
جدال میان حق و باطل در همیشه‏ی تاریخ جاری بوده است و هر چند باطل هر از گاهی غالب شده است و درخشیده اما دولتش مستعجل بوده و دوامی نداشته است، روشنی همواره بر تاریکی غلبه یافته است، هر چند که طاغوت‌ها مردم را از نور به ظلمت‌ها کشاندند؛ تاریخ این امت روزگاری بدتر از این را هم به خاطر دارد، روزگاری که اسب سواران مغول از هر طرف به آن حمله‌ور گردیدند و مرد و زن و پیر و جوان و کودکش را از دم تیغ گذراندند، اما باور مردم این سرزمین باوری آسمانی است و از سرچشمه‌ای زلال جاری گشته است، والله غالب علی امره، و متم نوره ولوکره الکافرون.
ولی رهایی از این وضعیت اسفبار تلاشی پیگیر و مستمر می‌طلبد و سربازانی که طولانی بودن راه خسته و درمانده شان نگرداند، و خارها و صخره‌ها از توان‏شان نکاهد، تشنگی و گرسنگی در راه، ایمان‏شان را ضعیف نسازد و حق را به حق یاری رسانند و برای حق از همه‌ی وجود مایه گذارند و با جان و وقت و مال خویش برای حق و در صف حق کوشش نمایند.
هر که دلش از وضع جاری به درد آمده و اشکش بر این حالت، جاری گشته است، باید بداند که رهایی و رستگاری را ارزان نمی‌دهند و بهایی بس گران دارد، پس برادرم و خواهرم! پیمانی دوباره با پروردگار خویش ببند و از خود شروع کن… آینده در قلمرو اسلام خواهد بود و بس!
و الله ولی التوفیق
نویسنده” JAVED WAFA

درباره‌ی heidary2015

یک نظر

  1. ممنون از راهنمایی شما

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*