خانه / مسائل فقهی / معاملات ربـوي؛ آفـت درخت ايمـان، اخلاق و اقتصاد
معاملات ربـوي؛ آفـت درخت ايمـان، اخلاق و اقتصاد

معاملات ربـوي؛ آفـت درخت ايمـان، اخلاق و اقتصاد

خداوند شريعت اسلام را شريعتي کامل قرار داده است و به هر خير و فضيلتي كه موجب عزّت و كمال انسان مي‌گردد فرمان داده و از هر شرّ و رذيلتي كه سبب ذلّت، انحطاط و خسارة دنيا و آخرت انسان مي‌گردد، نهي كرده است. پيامبر ‌اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم در اين‌باره فرموده است: «من چيزي را نمي‌دانم كه شما را به بهشت نزديك گرداند و از آتش جهنم دور سازد مگر اين‌كه شما را به آن امر كرده‌ام و چيزي را نمي‌دانم كه شما را به آتش دوزخ نزديك گرداند و از بهشت دور نمايد مگر اين‌كه شما را از آن نهی کرده‌ام.» (مصنف‌ابي‌شيبه:34322،بيهقي:10376)

اسلام به كسب حلال امر كرده و معاملات ربوي را حرام قرار داده است؛ زيرا منجر به نابودي ايمان، عاطفه، محبت، رحم و دلسوزي در ميان انسان‌ها می‌شود و اين نوع معاملات، انسان‌هايي بي‌رحم، سنگ‌دل و بي‌عاطفه پرورش مي‌دهد كه خون انسان‌هاي ديگر را می‌مکند.

 

جايگاه مال و دارايي در اسلام

خداوند متعال محبت مال و ثروت را در نهاد بشر گذاشته است؛ چنان‌كه مي‌فرمايد: «وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ»؛ و او در مال‌دوستى زياده‌رو است.(عاديات:8) از نظر اسلام مال و ثروت وديعه و امانتي است كه در دست صاحبش قرار دارد و صاحب ثروت مؤظف است آن را در جهت مصلحت و نفع جامعه خرج نمايد و اجازه ندارد خود را مالك حقيقي آن پندارد و از آن سوء استفاده نمايد و به‌‌دنبال بهره‌كشي از انسان‌هاي نيازمند باشد.

اگر مال و ثروت كعبة آمال انسان قرار گيرد و انسان در راه كسب آن مرزهاي خدا را پايمال كند و احكام شريعت و ارزش‌هاي اخلاقي را ناديده بگيرد و زندگي ابدي آخرت را از ياد ببرد، آن‌گاه همين مال سبب فساد و بدبختي در دنيا و آخرت و باعث هلاكت و نابودي انسان مي‌گردد. چنین مال و ثروتي در آموزه‌هاي اسلام مورد مذمت قرار گرفته و صاحب آن نفرين شده است: تَعِسَ عَبدُالدِّينار وعَبدُالدِّرهم؛ هلاك باد بندة دينار و درهم.(بخاري:2886)

اسلام به مال و ثروت وقتی ارج مي‌نهد كه وسيله‌اي باشد براي صيانت، عزت و نگهداشت كرامت نفس از ابتذال و پستي و نيز وسيله‌اي باشد براي پيشرفت و رفاه جامعه و دفاع از دين و ايمان در برابر تهاجم دشمنان‌. اسلام از دلبستگي شديد به مال برحذر مي‌دارد چون هرگاه محبت مفرط مال و ثروت در دل انسان لانه كند، انسان را به حيواني درنده تبديل مي‌كند که مالك حقيقي خود را فراموش كرده به نافرماني و معصيت، تكبر و طغيان روي مي‌آورد و با تكيه به زور و زر، به حقوق ديگران تجاوز مي‌كند؛ چنان‌كه خداوند دربارة چنين انسان‌هايي مي‌فرمايد: «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى»؛ حقّا كه انسان سر به طغيان برمىدارد، هنگامى كه خود را بى‌نياز مى‌بيند.»(علق:6ـ7)

 

نگاه اسلام به معامله و تجارت

معامله و تجارت در اسلام يك نوع خدمت اجتماعي و تعاون به جامعة اسلامي است و لازم است كه فرد مسلمان همواره با راستي و امانتداري به آن روي آورد تا بتواند رفاه و آسايشي در زندگي مسلمانان فراهم آورد و مشكلات اقتصادي آنان را حل و از طريق آن به جامعه خدمت‌رساني کند. اما برخلاف اين، آزمندان و دنياپرستان كه همواره فرياد «هل من مزيد» سر مي‌دهند و شكم حرص و آز آنان هرگز پر نمي‌گردد، نگاهي ديگر به تجارت دارند؛ آنان با استفاده از نيازمندي‌هاي جامعه، از طريق مكر و فريب و شيوه‌هاي فريبنده و سوگندهاي دروغين دست به ربا‌خواري، استثمار، بهره‌كشي، غارت و چپاول اموال مردم مي‌زنند و به تجارت و معامله به‌عنوان يك شغل مالي و مادي محض مي‌نگرند.

تجارت و معامله نزد يك مسلمان فريضه‌اي كفايي است و اگر نيّت و قصد درستي داشته باشد و هدف او از تجارت نفع‌رساني به مسلمانان و طلب روزي حلال باشد، دراين‌صورت اين تجارت، معامله با خداي متعال است كه فرد مسلمان ثواب و پاداش الهي را خريداري نموده است. تاجر مسلمان در تجارت خويش، سود و منفعت عمومي را بر منفعت شخصي مقدم مي‌دارد و با التزام به‌راستي و برخورد نيك در معاملات و اعطاي وام به طريق «قرض‌الحسنه» خود را از ديگر تاجران متمايز مي‌كند.

 

معاملات حلال

جست‌وجو و تلاش براي فراهم آوردن رزق و روزي حلال يكي از دغدغه‌هاي مهم و هميشگي يك فرد مسلمان متعهد است؛ زيرا خداوند متعال زندگي سالم يك انسان را به آن وابسته كرده است. عاقبت روزي حلال پاكي، خير و منفعت است و عاقبت روزي حرام ناپاكي، زيان و ضرر خواهد بود. اسلام خواستار جامعة فعال و پرتحرك و با نشاط و مترقي است و از همة کسب‌های نامشروع كه بطالت، تن‌پروری و… را به‌دنبال دارند، به شدت منع كرده است و براي ايجاد تعاون و توازن، انسان‌ها را به انفاق و صدقات تشويق مي‌نمايد. زراعت، تجارت و صنعت در ديدگاه اسلام از بهترين، پاكيزه‌ترين، برترين، و پرخير و بركت‌ترين منابع حصول مال و ثروت هستند.

در حديثي رسول اكرم  صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم دربارة زراعت مي‌فرمايد: «افضل الكسب الزراعة، فإنها صنعة أبيكم آدم؛ بهترين كسب و درآمد زراعت است؛ زيرا آن پيشة پدر شما  آدم مي‌باشد.»

قرآن كريم به اهميت صنعت و توليدات آهن اشاره مي‌كند و مي‌فرمايد: «وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ»؛ و آهن را پديد آورديم كه در آن [ماية] جنگ و ستيز و [نيز] بهره‌هايى براى مردم است.»(حديد:25)

همچنين خداوند متعال در قرآن مجيد تاجران و كاسباني را كه به قصد كسب مال رنج و زحمت سفر را متحمل مي‌شوند، در رديف رزمندگان در راه خدا ذكر نموده و تحسين كرده است: «وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللهِ»؛ و ديگراني هم در زمين سفر مي‌كنند كه از فضل خدا روزي مي‌جويند، و ديگراني كه در راه خدا كارزار مي‌كنند»(مزّمّل:20)

حضرت رسول اكرم نيز فرموده است: «التاجرالصدوق الأمين مع النبيين و الصديقين؛ تاجر راستگو و امين، رفيق انبيا و صديقان (بندگان خاص خدا) است.

اما امروزه تاجران مسلمان جز به سود و بهرة بيشتر به چيز ديگري نمي‌انديشند و حتي در مسائل حلال و حرام كمترين دقتي به خرج نمي‌دهند، درحالي‌كه طلب حلال بر هر مرد و زن يك فريضة اسلامي است و عدم توجه به آن براي جامعة اسلامي مصيبت‌بار مي‌شود. يكي از بدترين حرام‌ها كه اكثر تجار و معامله‌گران مسلمان به آن مبتلا شده‌اند، معاملات ربوي است. در ادامة بحث به حرمت و عواقب سوء اين پديده زشت در پرتو قرآن و حديث مي‌پردازيم.

 

ربا چيست؟

ربا در لغت به‌معناي زيادتي است و در اصطلاح شريعت به زيادتي‌اي گفته مي‌شود كه به‌غير معاوضة مالي حاصل گردد.(عثماني، مسئلة ربا از ديدگاه اسلام:31)

 

ربا بر دو نوع است: رباي فضل و رباي نسيه

رباي فضل يا رباي معاملي آن است كه از ميان اجناسي كه پیمانه‏ای یا وزنی‏ باشند، مقداري از يك جنس با مقدار بيشتري از همان جنس معامله شود. به‌طور مثال، دادن صد كيلوگرم گندم در مقابل يك‌صد‌وده كيلوگرم گندم،‌ معامله‌اي ربوي و حرام است. يا معاملة صد گرم طلا با يك‌صدوده گرم طلا ربا و نامشروع است.

در رباي فضل براساس حديثي كه حضرت ابوسعيد خدري و عباده بن صامت رضي‌الله‌عنهما روايت كرده‌اند، در مورد معامله شش چيز به صراحت آمده است: « در صورت معاملة طلا در برابر طلا، نقره در برابر نقره، گندم در برابر گندم، جو در برابر جو، خرما در برابر خرما،‌ نمك در برابر نمك بايد معامله (بر اساس وزن يا پيمانه) به‌طور يكسان و نيز به‌طور نقدي صورت گيرد و فزوني (در آنها) ربا است.» نزد ائمة مذاهب چهارگانه اهل‌سنّت و جمهور فقهاي آنان حرمت ربا در اين شش چيز محدود نمي‌گردد، بلكه هر چيزي را كه در معني آنها باشد نيز شامل مي‌شود. مانند ساير حبوبات و غيره.(ابوحذيفه، آداب‌كسب‌وتجارت:184)

رباي نسيه يا قرضي آن است كه كسي از ديگري طلبي دارد و زماني كه وقت بازپرداخت آن فرامي‌رسد، خطاب به او بگويد: بدهكاريت را پرداخت كن يا اين‌كه مبلغي را در مقابل تأخير بازپرداخت به آن اضافه مي‌كنم. و اين موضوع ممكن است بارها بين آن‌دو تكرار شود،‌ و مثلاً بدهي صدهزار توماني به چندصد هزار توماني برسد. اين نوع ربا در دوران جاهليت قبل از اسلام مرسوم بوده و قرآن خطاب به اهل ايمان فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً»؛ اى مؤمنان، ربا را چندين و چند برابر مخوريد.(آل‌عمران:130)

نوع ديگري از اين نوع ربا آن است كه كسي يا مؤسسه‌اي مالي، مقداري پول را به مدتي كم يا زياد به ديگري قرض دهد و در مقابل مبلغي اضافي از او بگيرد. همچنين نوعي ديگر از رباي نسيه آن است كه نقود و كالاهايي مانند: طلا، نقره، گندم و جو و خرما و … با يكديگر به گونه‌اي نامشروع معامله ‌‌شوند. مثلاً يك‌صد كيلو گندم با يك‌صد كيلو برنج براي مدت دو ماه، يا ده مثقال نقره با يك‌صدوده مثقال نقره براي مدت معيني معامله شود.

 

صورت‌هاي معاملات ربوي رايج بين مردم

يكي از صورت‌هاي رايج معاملات ربوي بين مردم، اين است كه مردم نزد بانك مبلغي را سپرده‌گذاري مي‌‌كنند به شرط اين‌كه بانك سالانه و يا ماهانه درصد معيني به آنان سود بپردازد. و برخي از بانك‌ها و مؤسسات مالي براي ايجاد انگيزه براي افتتاح سپرده، به سپرده‌گذاران خود جوايز نفيسي مي‌دهند و براي اين منظور سالي يك يا دوبار بين آنها قرعه‌كشي مي‌كنند. اين جوايز بانكي نيز در حكم ربا داخل‌اند. همچنين بيشتر وام‌هاي تسهيلاتي،‌ تجاري و يا بازرگاني و توليدي كه چند درصد اضافه بر مبلغ وام داده شده، به‌عنوان كارمزد و غيره گرفته مي‌شود در حكم ربا داخل و حرامند، چون كارمزد حقيقي نيستند و در واقع همان ربا است كه به‌عنوان كارمزد و غيره گرفته مي‌شود.

 

تحريم ربا از ديدگاه قرآن كريم

مسائل مربوط به تحريم ربا در كلام الهي در چندين آيه و سوره به‌صورت روشن بيان گرديده است كه ما تحت چند عنوان دربارة آنها بحث مي‌كنيم.

الف. رسوايي رباخواران در اجتماع بزرگ آخرت؛

در نخستين آية متعلق به ربا خداوند متعال سرانجام رباخواران و حالت نكبت‌بار آنان را در روز قيامت بيان مي‌دارد. به‌راستي چه جملة هراس‌انگيز و تصوير هولناكي است: «الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ المَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا»؛ كسانى كه ربا مى‌خورند [از قبر] برنمى‌خيزند مگر مانند كسى كه شيطان او را به آسيبى آشفته‌حال كرده باشد. اين از آن است كه گفتند: بيع مانند رباست، حال آن‌كه خدا بيع را حلال كرده و ربا را حرام شمرده است.(بقره:275)

سزاي خبط «ديوانگي و صرع» كه در آيه آمده است و دامنگير رباخواران مي‌شود، در واقع انعكاس مشي اجتماعي آنان در اين دنياست؛ زيرا وضع انسان در جهان ديگر تجسمي از اعمال او در اين جهان است و جزا و كيفر هر عمل متناسب با آن عمل داده مي‌شود. رباخواران در اين دنيا فاقد تفكر صحيح اجتماعي هستند؛ زيرا مسائلي همانند تعاون و همدردي، عواطف انساني و نوع‌دوستي براي آنان مفهومي ندارد و چنان در محبت مال و كسب آن سرمست و مدهوشند كه به فكر آسايش و آرامش روح و روان و جسم خود هم نيستند. مكيدن خون ديگران، افلاس و ورشكستگي عموم مردم براي آنان وسيلة آرامش و فراخي عيش و عشرت خواهد بود. اين در واقع يك نوع ديوانگي است كه آنان در اين دنيا براي خود انتخاب كرده‌اند. خداوند متعال در ميدان محشر نيز آنان را به همين شكل و صورت اصلي‌شان كه در اين دنيا داشته‌اند، نشان مي‌دهد و رسوا مي‌كند.

ب. بي‌بركتي سرمايه ربوي؛

هيچ جامعه‌اي نيست كه به ربا و معاملات ربوي دست بيازد و در آن بركت و رفاه و سعادت يا امنيت و آرامش بماند. خداوند متعال در كلام خود فرموده است: «يَمْحَقُ اللهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ»؛ خداوند [بهرة] ربا را نابود مى‌سازد و [بركت‌] صدقات را رشد مى‌دهد و خداوند هيچ ناسپاس گناهكار را دوست نمى‌دارد.(بقره:276)

خداوند بركت سرماية معاملات ربوي را نابود مي‌كند و شخص رباخوار به بهره‌مندي پاك و آرام از اين سرمايه و درآمد نخواهد رسيد و از توفيقات خير محروم خواهد گشت. اما بركت سرماية صدقه‌دهنده و زكات‌ اداكننده افزايش مي‌يابد و از آن مبلغ اندك، بسياري از نيازهاي زندگي صدقه‌دهنده برآورده مي‌شود و سرمايه‌اش از آفات و خسارت‌ها محفوظ مي‌ماند.

پس سرماية معاملات ربوي اگرچه به ظاهر زياد معلوم شود؛ اما در واقع بسان بدن آماسيده و ورم كرده انساني مي‌ماند كه اگرچه به ظاهر چاق و فربه معلوم مي‌شود؛ اما هيچ عاقل و فهميده‌اي اين چنين چاقي و فربه‌اي را نمي‌پسندد و آن را پيام‌آور مرگ و نابودي شخص مي‌داند.

«وَمَا آتَيْتُمْ مِنْ رِبًا لِيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِنْدَ اللهِ وَمَا آتَيْتُمْ مِنْ زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللهِ فَأُولَئِكَ هُمُ المُضْعِفُونَ»؛ و آنچه [به قصد] ربا مى‌دهيد تا [بهرة شما] در اموال مردم افزونتر گردد. [بدانيد كه] در نزد خداوند افزون نمى‌شود. و زكاتى را كه در طلب خشنودى خداوند پرداخت كرده باشيد، پس همينان فزونى يافتگانند.(روم:39)

ج. وسايل و ابزار راحتي نمي‌آفريند؛

شايد به ذهن كسي اين اشكال و شبه به‌وجود آيد كه امروز رباخوارن به عزت و راحتي بزرگي نايل آمده‌اند، آنها مالك ساختمان‌ها و قصرهاي مجلل شده‌اند و به تمام وسايل عيش و عشرت و امكانات رفاهي دست يافته‌اند و به ظاهر نزد مردم به‌خاطر سرمايه‌شان مورد عزت و احترام هستند!

مولانا محمّدشفيع رحمه‌الله در پاسخ به اين اشكال مي‌گويد: اگر به دقت نگاه كنيم هر شخص آگاه و فهميده درك خواهد كرد كه ميان وسايل و ابزار راحتي و خود راحتي تفاوت و فاصلة زيادي است. وسايل راحتي در كارخانه و كارگاه‌ها توليد و تهيه مي‌شوند و در بازارها عرضه مي‌شوند؛ اما راحتي و آرامش و سكون نه در كارخانه‌ها ساخته مي‌شود و نه در بازارها عرضه مي‌شود، بلكه آن رحمتي است كه مستقيماً از جانب خداوند متعال فرود مي‌آيد؛ چنان‌که خداوند متعال در قرآن مجيد فرموده است: «فَأَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى المُؤْمِنِينَ»؛ آن‌گاه خداوند آرامش خود را بر رسولش و [نيز] بر مؤمنان نازل كرد.(فتح:26)

و اين آرامش گاهي به يك انسان فقير و مستمند و بي‌پول و بي‌سروسامان هم داده مي‌شود. براي مشاهدة مصداق عيني اين مطلب به يك مثال اكتفا مي‌كنم. براي مثال به راحت و آرامشي كه از طريق خواب نصيب انسان مي‌شود، دقت كنيم. آيا فراهم آوردن امكانات خواب از قبيل تخت‌خواب و رخت‌خواب و متكاي خوب و نرم در اتاقي با هواي معتدل، نقشي اساسي در به خواب رفتن انسان دارند؟ چه‌بسا فردي با وجود فراهم آوردن همة اين اسباب راحتي و حتي با خوردن قرص‌هاي خواب‌آور و آرام‌بخش خوابش نبرد؛ بنابراين وضعيت و احوال رباخواران همين‌گونه است كه تمام اسباب و ابزار راحتي نزد آنان فراهم است اما از خود راحتي نزد آنان خبري نيست. از عزت و احترام رباخواران در جامعه نيز خبري نيست؛ زيرا رباخواران انسان‌هاي سخت‌دل و بي‌رحمي هستند، از تنگدستي مستمندان سوء استفاده مي‌كنند و خون طبقة مستضعف را مكيده و جسم خود را پرورش مي‌دهند؛ بنابراين امكان ندارد كه آنان در دل‌هاي مردم عزت و وقاري داشته باشند.(عثماني،مسئلةربا از ديدگاه اسلام:79ـ80)

د. تهديد شدن رباخوران به جنگ با خدا و رسول؛

خداوند خطاب به كساني كه دست از ربا نكشند، می‌فرماید: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِه»؛ اگر چنين نكرديد، به جنگى از [جانب] خدا و رسول او [آماده و] خبردار باشيد.(بقره:279)

در این آیه تهديدي است كه دل‌ها را به لرزه مي‌اندازد، نبرد باخدا و پيغمبرش! نبرد هراسناكي كه سرنوشت آن روشن و سرانجام آن معين است! انسان ضعيف كجا و آن نيروي مقتدر كجا!

علامه سيّد قطب در تفسير في ظلال القرآن مي‌نويسد: اعلان جنگ از سوي خدا و پيغمبرش معناي عام‌تري از جنگ به‌وسیلة شمشير و توپ دارد، اين جنگ، جنگ با اعصاب و دل‌هاست، جنگ است با بركت و آسايش انسان، جنگ است با خوشبختي و آرامش، جنگي است كه خداوند متعال آن را دامنگير سركشاني مي‌كند كه از نظام و قانون الهي سرپيچي مي‌كنند و در آن برخي را بر برخي ديگر مسلط مي‌نمايد. جنگ رقابت‌ها و بحران‌هاي اقتصادي است، جنگ زيان و ستم است، جنگ ترس و لرز و دلهره و هراس است، بالاخره جنگ، جنگ اسلحه ميان ملّت‌ها و لشكرها و دولت‌ها است. جنگ نابودكننده و تباه‌گري كه بر اثر جريان معاملات ربوي درمي‌گيرد و آتش آن زبانه مي‌كشد. چه اين رباخواران سرمايه‌داران جهانند كه مستقيم و يا غيرمستقيم چنين جنگ‌هايي را بر مي‌افروزند. ايشانند كه دام‌هاي خويش را مي‌گسترانند و شركت‌ها و صنعت‌ها در آنها مي‌افتند، سپس ملت‌ها و دولت‌ها بدان‌ها گرفتار مي‌شوند. بعد اين رباخواران سرمايه‌داران جهاني به‌سوي چنين شكارهايي حمله‌ مي‌برند و بر روي آنها مي‌افتند و جنگ‌ها در مي‌‌گيرد. اگر هم اينها رخ ندهد، كم‌ترين چيزي كه به‌وقوع مي‌پيوندد، تباهي نفس‌ها، سقوط اخلاق، زبانه كشيدن شعلة شهوات، برباد دادن اساس هستي انساني، و ويران كردن كاخ بشريّت است. به‌گونه‌اي كه زشت‌ترين جنگ‌هاي هراس‌انگيز اتمي به پاي آن نمي‌رسد. اين جنگ هميشه شعله‌ور است، و خداوند آن را ضد كساني اعلام كرده است كه به ربا روی مي‌آورند.(في‌ظلال‌القرآن:498)

حرمت ربا در پرتوِ احاديث رسول اكرم

پس از بيان حرمت ربا در پرتوِ آيه‌هاي قرآن كريم حرمت و عواقب آن را از نگاه احاديث رسول اكرم تحت چند عنوان بررسي مي‌كنيم.

الف. شخص رباخوار در نهري از خون مي‌غلطد؛

از حضرت سمره‌بن ‌جندب رضي‌الله‌عنه روايت شده است كه رسول اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم فرمود: من ديشب در خواب ديدم كه دو نفر نزد من آمدند و مرا با خود به‌سوي سرزمين مقدسي بردند، رفتيم و رفتيم تا اين‌كه به نهري رسيديم پر از خون و وسط آن مردي ايستاده بود و در كنار نهر شخص ديگري ايستاده بود و سنگ‌هايي در اختيار داشت و هرگاه آن شخص مي‌خواست از نهر بيرون آيد، با شدّت تمام با سنگ توي دهان آن مي‌زد و او به همان جاي قبلي‌اش برمي‌گشت. آن‌حضرت پرسيد: حال اين شخص چيست كه در نهر خون قرار دارد؟ جواب آمد كه اين شخص رباخوار بوده است.(بخاري:2085)

ب. رباخوار، ربادهنده، نويسندة قرارداد ربا و شاهد آن همه مورد لعنت رسول خدا هستند؛

جابربن ‌عبدالله رضي‌الله‌عنه مي‌فرمايد: «لعن رسول الله آكل الربوا و موكله و كاتبه و شاهديه و قال: هم سواء؛ رسول اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم رباخوار و ربادهنده و نويسندة قرارداد آن و دو شاهد آن را لعنت كرده است و همه را در گناه يكسان قرار داده است.»(مسلم:106)

ج. رايج شدن رباخواري در جايي به مثابه فرود آمدن عذاب الهي است؛

حضرت عبدالله‌بن ‌مسعود از پيامبر اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم نقل مي‌كند كه فرمود: در هيچ قومي زنا و ربا عام نشد مگر اين‌كه آن قوم عذاب خداوند متعال را براي خود نازل كردند.

در حديثي ديگر رسول اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم فرموده است: «بين يدي الساعة يظهر الربا و الزنا و الخمر؛ در نزديكي‌هاي قيامت ربا، زنا و شراب‌خواري عام مي‌گردد» (طبراني، معجم الأوسط:7691)

در حديثي رسول اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم مي‌فرمايد: هرگاه خداوند متعال هلاك شدن قومي را اراده كند، معاملات ربوي را بين آنها عام مي‌گرداند.(ديلمي، فردوس الاخبار:962)

د. سرانجام رباخواري كمبود و تنگناست؛

پيامبر اسلام  فرموده است: «الربا و إن كثر فإن عاقبته تصير إلي قُلٍّ؛ ربا هرچند به فراواني بينجامد، بدون شك سرانجام آن كمبود و تنگناست.» (ابن‌ماجه:2279)

امام حديث عبدالرزاق از معمر نقل كرده است كه ايشان فرمود: ما شنيده‌ايم كه بر درآمد و معاملة ربوي چهل سال نمي‌گذرد كه دچار آفت و نابودي مي‌شود؛ يعني دچار حادثه‌ مي‌شود و به آن خسارت و زيان وارد مي‌شود.

در حديثي رسول اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم مي‌فرمايد: در ميان هيچ قومي ربا عام نمي‌شود، مگر اين‌كه آنها به قحط‌سالي گرفتار مي‌شوند و در ميان هيچ قومي رشوت عام نمي‌شود، مگر اين‌كه آنها به وحشت و سراسيمگي گرفتار مي‌شوند.(مسنداحمد:4/205)

راهكارهايي كه باعث نجات از شرّ ربا مي‌شوند

1. دادن وام به‌صورت قرض‌الحسنه و بدون بهره‌ و كارمزد؛

2. پرداختن زكات به بدهكاراني كه بدون ارتكاب گناه و اسراف و ولخرجي بدهكار شده‌اند؛

3. ايجاد شركت‌هاي تعاوني كه به اعضاي خود و در صورت نياز به ديگران به‌طور مضاربه‌اي تسهيلات فراهم كند؛

4. ايجاد بانك‌هاي اسلامي بدون ربا؛

5. تجارت؛ قرآن كريم در باب تجارت مي‌فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ»؛ اى مؤمنان، مال‌هاي‌تان را در ميان خود به ناروا مخوريد مگر آن‌كه [آن خريد و فروش] تجارتى همراه با توافقى [از جانب] شما باشد.(نساء:29)

6. صنعتگري؛ صنعتگري نيز يكي از راه‌هاي كسب حلال و درآمدزاست و نه تنها صنعتگري موجب افزايش ثروت مي‌گردد بلكه باعث عزت، شرافت، و سربلندي انسان مسلمان مي‌گردد.

7. زراعت و كشاورزي؛ اهميت كشاورزي نيز از صناعت و تجارت كمتر نيست اگرچه ممكن است درآمد این دو بيشتر باشد؛ اما ثواب و پاداش اخروي آن خيلي بيشتر است. در روايت بخاري نقل شده است رسول اكرم صلّي‌الله‌‌عليه‌وسلّم فرمود: «ما من مسلم يغرس غرسا أو يزرع زرعا فيأكل منه طير أو إنسان أو بهيمة إلا كان له به صدقة؛ انسان مسلمان اگر نهالي غرس كند و يا تخمي بذر كند كه پرنده‌اي يا انساني و يا هر حيواني از آن بخورد در عوض به او ثواب صدقه داده مي‌شود.»

 

نتيجه

اسلام ربا را از گناهان بزرگ دين و جرايم اجتماعي و اقتصادي مي‌داند كه دين، ايمان، اخلاق و اقتصاد و اجتماع را به ويراني و تباهي مي‌كشد. ربا روح اخوت، تعاون، ترحم و عطوفت را مي‌ميراند. پيوندها و روابط صميمانة افراد اجتماع را قطع مي‌نمايد. ربا طبقات ثروتمند را ثروتمندتر و فقرا را فقيرتر مي‌گرداند و بدين‌ترتيب زمينة ايجاد فاصلة طبقاتي و بغض و كينه نسبت به يكديگر را فراهم مي‌كند.

ربا هرگونه فعاليت‌ مشروع اقتصادي و زمينه‌هاي كار و كوشش را به‌خاطر حصول درآمدهاي بدون رنج و زحمت به تعطيلي مي‌كشاند. ربا يعني بخل، آلودگي، طمع، پستي، خودخواهي و قساوت قلب. ربا يعني ظلم و ستم بر نيازمندان و محرومان. ربا يعني نابودي خير و بركت در دنيا و عذاب شديد و هميشگي در آخرت. ربا يعني جنگ با خدا و پيامبر، شكست و خذلان حتمي. ربا يعني چيزي كه به نص صريح آيات و احاديث و اجماع امت حرام شده است و هيچ رأي و اجتهادي نمي‌تواند بر مبناي مصلحت آن را در دايرة اباحت و جواز درآورد. پس بر فرد مسلمان و تاجر مسلمان لازم است كه از معاملات و دادوستدهاي ربوي به هر نحوي كه باشد خودداري و پرهيز نمايد.

 

منابع:

1. عثماني؛ محمّدشفيع؛ مسئلة ربا از ديدگاه اسلام؛ ترجمة عبدالعزیزیحیی سعدی؛ زاهدان: صدیقی، 1384.

2. ابوحذيفه، ابراهيم‌؛ آداب كسب و تجارت؛ ت‍رج‍م‍ه‌ ع‍ب‍دال‍رس‍ول‌ گ‍ل‍ران‍ی؛ تهران: نشر احسان، ۱۳۷۹.

3. سيد قطب؛ تفسير في ‌ظلال القرآن؛ ترجمة مصطفي خرم‌دل؛ چاپ دوم، تهران: نشراحسان، 1387.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:”Table Normal”; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:””; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:”Calibri”,”sans-serif”;}

منبع:ندای اسلام

درباره‌ی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*