خانه / موضوعات / اخلاق / سوءظن و پیامدهای آن!
سوءظن و پیامدهای آن!

سوءظن و پیامدهای آن!

یکی از ناهنجاری های زشت و مصیبت آفرین اخلاقی که می‌تواند حیات فردی و اجتماعی انسان را سخت دچار آسیب کند، سوء ظن است.
سوء ظن یا بدگمانی، بیماری خطرناک روانی است که فرد مصاب بدان، علاوه بر آن که از درون پیهم به خویشتن ضربه وارد میکند و هی پایه های تعادل فکری خود را به دست خویش تخریب و به نابودی میکشاند، پیامدهای زیانبار این مریضی خطرناک محیط بیرون حیات او را نیز به شدت متاثر میکند و مشکلاتی پدید میآورد که به تناسب حال و موقعیتی که در آن قرار دارد، می‌تواند واقعا فاجعه بار و غیر قابل جبران باشد!
اسلام که در حقیقت نسخه برای زنده گی و دوایی است که با آن میشود هم درون را آراست و هم برون را پیراسته کرد، به این مرض مهلک توجه خاص مبذول کرده و راه های اساسی را برای علاج آن پیشکش مومنان کرده است.
نگاهی به قرآن مجید نشان میدهد که این کتاب پر نور و برکت آسمانی، مومنان را از گمانه زنی، شدیدا برحذر داشته و می‌فرماید:
يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ (الحجرات: ١٢)
ای مومنان از گمان بسیار بپرهیزید یقینا بعضی از گمان ها گناه است.
جالب است که این آیت، مومنان را از محضِ گمانه زنی! برحذر داشته و آن را گناه معرفی می‌کند، اکنون وقتی سوء ظن را در نظر آوریم خواهیم دانست که اسلام با آن تا چه حدی از درِ مخالفت در خواهد آمد!
به هرحال این موضوع در خورد آن است که جدی مورد کند و کاو قرار گیرد، لهذا در این مقال می‌کوشیم تا در پرتو تعلیمات دینی خود، آن را به صورت مختصر و مفید شگافته و بر رسیم.
به صورت کلی میتوان بدگمانی را به دو قسم تقسیم کرد یکی بدگمانی در بارة خالق متعال و دیگر سوء ظن در بارة مخلوق.
بدترین نوع سوء ظن، آن است که انسان در بارة الله متعال بدان دچار شود. بدگمانی در بارة الله متعال طوری که در قرآن مشاهده میکنیم به دو گونه است :
یکی آن که انسان در اثر جهل و تکبر و غرور، دچار عدم شناخت عقیده صحیح میگردد و در نتیجه ایمان و باور واقعی در قلب مستقر نشده و معرفت درست از الله و آموزه های حیات بخش دینی به دست وی نمی آید! در چنین حالتی تصورات باطل فرد در نظرش حق جلوه میکند و عقایدِ حق دیگران باطل!
چنین انسانی هیچ گاه به کیفیت عقیده و ایمان خویش اندیشه نمی‌کند که یا از طریق مقایسه با کتاب الله و یا ایمان مومنان راستین، پی به صحت یا سقم آن برده و راه حق از باطل را به خوبی تشخیص کند، لهذا نسبت به الله متعال گمانهای باطلی در خیال خود می‌پرورد و فکر می‌کند که الله جل شانه بر مبنای چنین خیالات عمل خواهد کرد! این فرد بر این مبطلات تا آن جا پای می‌فشارد که عذاب الهی گریبانش را گرفته و در جهنم نگونسارش می‌کند:
وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا .(الفتح :6)
(تا الله منافقان و مشرکانی را که در بارة الله گمان بد داشتند به عذاب خویش مبتلا گرداند، آنان در دایره بدی گرفتارند و الله بر آنان خشمگین است و ایشان را مورد لعنت قرار داده و برای آنان جهنم آماده ساخته است و چه بد بارگشت جایی است. )
این آیت در بارة مشرکان و منافقانی نازل شد که بر مبنای خیالات خام خویش و گمان سوئی که در بارة الله جل شانه داشتند، رسالت محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم را دروغ پنداشته و انکار میکردند و انتظار داشتند که الله متعال به زودی ایشان و یارانش را نابود خواهد کرد!
نوع دوم بد گمانی که آن را به تعبیر قرآن ظن جاهلی میتوان گفت، زمانی در بارة الله متعال جل شانه، پیدا میشود که انسانِ به ظاهر مسلمان، در مراحلی از حیات خود آن گاه که به صورت کامل به مراحل پختگیی ایمانی و عقیدتی و تربیتی نرسیده باشد؛ وقتی از جانب الله متعال در معرض ابتلا قرار میگیرد و آن چه را میخواهد عاجل فرا چنگ آورده نمیتواند و یا ظاهرا اهداف را دور از دسترس و احیانا دست نیافتنی میبیند، نسبت به الله متعال و وعده های برحق او، دچار بدگمانی و تزلزل ایمانی میشود و خیالات جاهلانه به سراغش می آید؛ قرآن در این باره میفرماید:
ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَىٰ طَائِفَةً مِّنكُمْ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ: هَل لَّنَا مِنَ الْأَمْرِ مِن شَيْءٍ ؟ قُلْ : إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ! يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا! قُل: لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ(آل عمران : 154)
(سپس بدنبال این غم و اندوه، آرامشی بر شما فرستاد. این آرامش، خواب سبکی بود که ( در جریان جنگ احد) گروهی از شما را فرا گرفت؛ اماگروه دیگری که در فکر جان خویش بودند؛ گمانهای نادرستی – همچون گمانهای دوران جاهلیت- درباره خدا داشتند و می‌گفتند: آیا چیزی از پیروزی نصیب ما می‌شود؟! بگو: همه کارها به دست خداست! آنها در دل خود، چیزی را پنهان می‌دارند که برای تو آشکار نمی‌سازند؛ می‌گویند: اگر نظر ما در این کار سهیم میبود، در این جا کشته نمی‌شدیم! بگو: اگر هم در خانه‌های خود بودید، آنهایی که کشته‌شدن بر آنها مقرر شده بود، قطعاً به سوی آرامگاه‌های خود بیرون می‌آمدند و اینها برای این است که خداوند آنچه در سینه‌هایتان پنهان دارید، بیازماید و آنچه را در دلهای شما (از ایمان) است، خالص گرداند و خداوند از آنچه در درون سینه‌هاست، با خبر است.)
هر چند اغلب مفسران قرآن کریم، آیت فوق را در بارة منافقانی میدانند که در جریان جنگ احد چنین کلماتی را بر زبان میراندند، اما از جهتی، از فحوای این آیت دانسته میشود که گوینده قسمتی از این سخنان طوری که بعضی از مفسران اشاره کرده اند، مسلمانان ضعیف الایمانی بودند که هنوز ایمان در قلبهای شان خالص گردانیده نشده بود، در غیر آن با دیدن شکست و کشته شدن چند تن، این چنین خود را نمی باختند که حرفهای دوران جاهلیت را به زبان آورند و نسبت به وعده الله به تردید بیافتند!
آیه دیگر نیز موید این موضوع است:
إِذْ جَاءُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا [٣٣:١٠]هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا [٣٣:١١] (به خاطر بیاورید) زمانی را که آنها از طرف بالا و پایین (شهر) بر شما وارد شدند (و مدینه را محاصره کردند) و زمانی را که چشمها از شدّت وحشت خیره شده و جانها به لب رسیده بود و گمانهای گوناگون بدی به خدا می‌بردید. آنجا بود که مؤمنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند!
واضح است بد گمانی نسبت به الله متعال از بدترین انواع آن به شمار میرود و مخصوصا برای دعوتگرانی که در مسیر دعوت الی الله، دچار ابتلاآت فراوان میشوند قابل توجه بسیار است، چه آنان زمانی که در راه دعوت، مصائب را تجربه میکنند و راه طولانی مفروش با خارها را فرا روی خود مینگرند نباید در باره وعده های پروردگار خود مبنی بر نصرت و پیروزی، دچار شک شده و خدای نخواسته مسیر جاهلیت را در پیش بگیرند!
قسم دوم بدگمانی در بارة مومنان است.
انسان مومن در برخوردهای اجتماعی خویش، باید همیش مثبت نگر و خیر اندیش باشد و از بدگمانی و منفی گرایی در بارة دیگران و حتی در بارة پدیده های ماحول خویش پرهیز کند، الله متعال در این مورد میفرماید:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ [الحجرات : 12] ای مؤمنان از بدگمانی بسیار بپرهیزید چرا که بعضی از گمانها گناه است!
مع الاسف طوری که ملاحظه میشود، معمولا نگاه کردهای منفی و سوءظنهای بیمورد فراوانی امروز در میان جامعه اسلامی رواج دارد و مخصوصا در عرصة کارهای اجتماعی مشکلاتی خطیر از این ناحیه کیان تنظیمها و تشکلات سیاسی و اجتماعی را تهدید میکند .
در حرکتهای منظم معمولا نگاه های شک آلود، متوجه آن عده کسانی میشود که در اثر صلاحیتهای شخصی خود موفق به طی پله های موفقیت گردیده اند؛ این چنین افراد، به مجردی که گامی به پله اول موفقیت میگذارند، در عوض آن که مورد اعتماد بیشتر واقع شوند، معمولا در مظان شک و تردید بیشتر قرار میگیرند قسمی که شاید هر حرکت آنان با سوء ظن جدی از سوی دیگر همکاران شان مواجه شود و مخصوصا این موضوع زمانی تبدیل به قیامت خواهد شد که از این فرد کوچکترین اشتباه یا خطا و یا عمل غیر موجهی سر بزند!
این در حالی است که اسلام ما را از چنین حرکتهای گناه آلود بر حذر میدارد. تابعی بزرگوار جعفر صادق بن محمد باقر می‌گوید: « إذا بلغك عن أخيك الشيء تنكره فالتمس له عذرا واحدا إلى سبعين عذرا ، فإن أصبته وإلا قل : لعل له عذرا لا أعرفه » شعب الإيمان للبيهقي – (17 / 378)
اگر از سوی برادرت سخنی به تو رسید که آنرا نمی‌پسندی، برای او هفتاد عذر جستجو کن و اگر هیچ عذر موجه و مقنعی نیافتی با خود بگو شاید عذری داشته است که من آنرا نمی‌دانم.
قصه آن مرد را شنیده ایم که زنا کرد و به نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت که یا رسول الله من مرتکب زنا شدم، پاکم کن! نبی اکرم روی خود از او بر گرداند تا برود پی کارش! اما او درخواستش را تکرار کرد. پیامبر فرمود: ببینید شاید دیوانه یا مست باشد! گفت: دیوانه و مست نیستم، از عذاب خدا میترسم و تقاضا دارم تا حکم الهی بالایم اجرا شود!
این دیدگاه از آن جا به میان آمده که در جامعه اسلامی باید فضای اعتماد و دوستی و گذشت حاکم باشد و قرآن برای ایجاد چنین فضای است که مسلمانان را از تجسس در احوال یک دیگر باز میدارد و میفرماید:
وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا [الحجرات : 12] یعنی ( تجسس و غیبت یکدیگر نکنید!) چرا که تجسس در احوال هر کسی، بالآخره نکات ضعفی از او را برملا میسازد و اسلام ما را از پالیدن عیوب مردم و یا قرار دادن آن در معرض دید دیگران، که میتواند سلامت صدر و اعتماد فیمابین ابنای جامعه را از میان بردارد، به شدت باز میدارد! در عهد نبوی اگر کسی میخواست، از برادرش در نزد نبی اکرم صلی الله علیه وسلم غیبت کند، پیامبر او را از این کار باز میداشتند و میفرمودند، من نمیخواهم که سلامت صدر خویش را در بارة اصحابم از دست بدهم!
این موضوع زمانی جالب تر میشود که بدانیم، اسلام همان گونه که سوظن در میان ابنای جامعه اسلامی را بر نمی تابد، مسلمین را مکلف کرده است حتی در موقع تعامل با دشمن، نیز بدان توجه داشته باشند چنان که قرآن در مورد صلح با دشمن میفرماید:
وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (61) [الأنفال : 61] (و اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآی و بر خدا توکّل کن که او شنوا و داناست! )
سپس میفرماید:
وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ (62) [الأنفال : 62] ( و اگر قصد فریب تو را داشته باشند الله تو را کفایت میکند او ذاتی است که ترا با نصرت خود و به وسیله مومنان مورد تایید قرار داد. )
این آیات زیبا به ما می‏فهماند که مسلمان در هر وضعیتی مکلف به پیمودن راه روشن خود است! چنان که در اسلام صلح بر جنگ ترجیح دارد و اگر هنگام جنگ میان مسلمین و دشمن، صلحی بر مبنای توافق جانبین برقرار شد، نباید سوء ظنها و تردیدها مسلمانان را در بارة آن مردد ساخته و وادار به نقض عهد کند، چرا که اگر دشمنان قصد و نیت بد داشته باشند، الله خود کفایت آنان میکند و مکر آنان بر مسلمانان ضرری رسانیده نمیتواند! لذا مسلمین مکلف اند که با خاطری جمع، به صلح و پیمان خود پایبند باشند!
در صدر اسلام هنگام امارت حضرت معاویه ابن ابی سفیان، رضی الله عنهما، مسلمین که با رومیان درجنگ بودند، بر اساس معاهده ای میان شان صلح و آتش بس اعلان شد! حضرت معاویه، مدتی مانده به ختم قرار داد، شروع به نفر بری به مرزهای دشمن کرد. حضرت ابوایوب انصاری رضی الله عنه، از وی پرسید که چرا دست بدین کار زدی؟ گفت : مدت پیمان صلح ما با دشمن در حال انقضاست و حمله دشمن بعد از انقضای مدت پیمان، محتمل است! میخواهم برای جلوگیری از پیشروی آنان قبلا آماده گی داشته باشیم! ابوایوب انصاری برایش گفت: ما در حالی که تا هنوز با ایشان داخل صلح هستیم، اجازه چنین کاری نداریم! چون این کار خیانت به عهد محسوب میشود! حضرت معاویه از تصمیمش منصرف و دستور بازگشت نفرات را صادر کرد!
بلی عزیزان! طوری که یاد آور شدیم، موقف اسلام در برابر مسائل، قاطع و بدون شک است و اندک جایگاهی مقبول برای بدگمانی در هیچ زمینه ای چه ساده یا پیچیده، بزرگ و یا کوچک وجود ندارد مثلا مینگریم که در فقه اسلامی یکی از شروط نماز پاک بودن جای نماز است و الله متعال همة زمین را برای مسلمانان مسجد قرار داده است، لذا زمانی که در مکانی برای ادای نماز ایستاده میشویم، تا وقتی به صورت قطعی برای ما ناپاکی آن جا چه به لحاظ مادی یا معنوی ثابت نشده است نباید بر اساس گمانه زنی از نماز خواندن در آن جا خود داری کنیم! در زمینه های دیگر نیز چنین است، طوری که اجرای حد و مجازات های شرعی تا زمانی که قطعا جرم بالای افراد به اثبات نرسیده باشد، بر مبنای ظن و گمان قابل اجرا نیست!
این نمونه ها برای دعوتگران بسیار کار ساز است، تا در معاشرت با خود و جامعه آن را در نظر داشته باشند و با تناب سوء ظن دست و پای خود را نبندند و برای خود مشکل ایجاد نکنند.
در پایان این بحث خوب است به عواملی اشاره شود که موجب ایجاد سوء ظن در میان مردم میگردد.
باید دانست، اسلام به حدی با سوء ظن مخالف است که حتی اجازه نمی‌دهد عوامل آن نیز در جامعه بروز و ظهور داشته باشد قرآن به همین مناسبت مسلمانان را از درگوشی صحبت کردن در محافل باز میدارند تا مبادا این عمل سوء ظنی در کسی بیانگیزد و موجب کدورتی شود.
و همچنین در احادیث نبوی وارد شده است که پیامبر اسلام مسلمانان را از قرار گرفتن در مواضع تهمت باز منع کرده اند. چنانچه رسول الله صلی الله علیه و سلم در مسجد اعتکاف بود و روزی ام المؤمنین صفیه رضی الله عنها به خبرگیری ایشان آمدند. و هنگامی که از مسجد بخانة خویش می‌رفت پیامبر صلی الله علیه و سلم او را تا نزدیک دروازه همراهی کرد. درین اثنا دوتن از انصار از آنجا به سرعت گذشتند. رسول الله صلی الله علیه و سلم آنها را بازخوانده و به آنها گفت که این زن همسرم صفیه بود. آنها عرض کردند که یا رسول الله چگونه ممکن است که نسبت با شما بدگمان شویم! رسول الله صلی الله علیه و سلم شیطان مانند خون در رگهای انسان جریان می‌یابد و وسوسه می‌کند.
عامل دیگر در این زمینه میتواند اخباری باشد که احیانا برای ایجاد سوء ظن از کنار و گوشه در باره کسی یا کسانی به گوش ما میرسد! دنیای امروز دنیای شایعات و دسیسه چینی های دروغ و بی اساس بر ضد مردم است! این جاست که قرآن به ما دستور میدهد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ [الحجرات : 6] یعنی آن گاه که فاسقی به شما خبری آورد در آن باره تحقیق و جستجو کنید مبادا به کسی ضرری برسانید که موجب پشیمانی شما شود.
البته نکات دیگری نیز در این زمینه قابل ذکر میتواند باشد که به اهم آن اشاره شد.
بلی عزیزان! این موارد اگر مورد توجه قرار بگیرد و ریشه سوء ظن از قلبها بر کنده شود، میتوانیم به زندگی بهتر و پاکیزه تری دست یابیم و با سرگرم شدن به سوءظن های تباه کنی که یقینا کمترین زیان آن میتواند بیهودگی و ضیاع وقت گرانبهای ما باشد، عمر خویش به هدر ندهیم، آری چنین میشود اگر این فرمایش قرآنی سرلوحه کار ماباشد جایی که فرمود:
إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا [يونس : 36] ( یقینا گمان به حق راهبر نیست!)

خلیل احمد جامی

درباره‌ی heidary2015

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*