خانه / عقیده / اسلام سیاسی؟!
اسلام سیاسی؟!

اسلام سیاسی؟!

لازم می‌دانم به صراحت تمام به گونهای که صدای آن در همه جا بپیچد اعلان نماییم، اسلام راستینی که خداوند آن را مقرر فرموده، امکان ندارد که سیاسی نباشد، و هر گاه سیاست از آن کنار نهاده شود، دیگر عنوان اسلام را نخواهد داشت و دین دیگری می شود. ممکن است دین بودایی یا مسیحی و یا چیز دیگری از آب در بیاید، اما اینکه آیین اسلام باشد به هیچ وجه امکان ندارد

در سال‌های اخیر برخی عبارات و اصطلاحات ورد زبان برخی از سکولاریست‌ها و غربگرایان چپ راست شده است. منظورم از چپ و راست پیروان اندیشه‌ی مارکسیسم شرق و لیبرالیسم غرب می‌باشد.islam-syasat

یکی از آن تعبیرات تعبیر «اسلام سیاسی» است و مقصودشان از آن اسلامی است که به امور و شؤون روابط داخلی و خارجی امت اسلامی برای آزادی آن از زیر سلطه‌ی همه ی نیروهای بیگانه‌ای که زمام امور حیاتی مادی و معنوی آن را در اختیار دارند و هر گونه که بخواهند از آن به نفع خود بهره برداری می‌نمایند، اهتمام بنمایند.

و برای آزادی امت اسلامی از پس‌مانده‌های فرهنگی و اجتماعی و قانون گذاری استعمار غرب تلاش می کند، تا دوباره شریعت الله متعال را در همه‌ی عرصه‌های زندگی خود عملی نماید.

آنان به عمد اصلاح اسلام سیاسی را در مورد اسلام به کار می گیرند، تا زمینه‌ی نفرت و کینه را از مفاهیم دینی و دعوتگران راستین -که به اسلامی دعوت می کنند که شامل: عقیده و شریعت و دین و دولت می گردد- در برخی از دل‌های بیمار و نا آگاه فراهم کنند.

در این‌جا این سوال برای بساری پیش می آید که آیا این نام‌گذاری جدید (یعنی اسلام سیاسی) از نظر شرعی قابل قبول است یا نه؟

آیا دخالت در امور سیاست از طرف مبلغین و دعوتگران معاصر بدعتی نامشروع است یا خیر؟ یا این‌که سیاست بخشی جدای ناپذیر از دین برگرفته شده از قرآن و سنت است؟
برخی از دوستان از ما خواستند که حقیقت موضوع را در پرتو دلایل شرعی قوی و محکم توضیح بدهیم .تا پس از بیان بینه و دلیل باشد که یکی سر در بیابان سرگردانی بنهد و دیگری پا در راه مستقیم خیر و سعادت بگذارد.

در پاسخ به آن پرسش‌های برادران دلسوز و غیرتمند باید گفت که:

اولاً : این‌گونه نام‌گذاری‌ها قابل قبول نیستند

اولین چیزی که در این‌جا لازم است توضیح داده شود آن است که این‌گونه نام‌گذاری‌ها از نظر ما مسلمانان نادرست و غیر قابل قبول است.

زیرا اجرای یکی از مراحل توطئه ای است که دشمنان اسلام آن را تدارک دیده اند و با هدف پاره پاره نمودن اسلام و تجزیه ی آن بر اساس تقسیمات متعدد می خواهند اسلام واحد و شامل و فراگیری را که خداوند آن را فرو فرستاده و ما خود را ملزم به پیروی از آن می دانیم به چند گونه اسلام تقسیم نمایند.
گاهی آن را بر اساس منطقه یعنی اسلام آسیای و اسلام آفریقای می خواهند تقسیم کنند.

و گاهی بر اساس زمان می خواهند آن را به اسلام عصر نبوت ،اسلام عصر خلفای راشدین ،اسلام اموی ،عباسی ،عثمانی و اسلام جدید ،تقسیم نمایند.

گاهی اوقات آن را بر اساس جنس و نژاد مانند :اسلام عربی، اسلام هندی، اسلام ترکی و اسلام مالزیای می‌خواهند تقسیم کنند.

و در مواردی هم می‌خواهند آن را به اسلام سنی، اسلام شیعی و هر یک را به فرقه‌ها و گروه‌های گوناگونی تقسیم نمایند.

تقسیم‌ها و مرزبندی‌های دیگری را هم مانند: اسلام انقلابی، اسلام ارتجاعی، یا اسلام رادیکال و اسلام سنتی، اسلام چپی و اسلام راست‌گرا و اسلام دگر اندیشان و اسلام تجدد طلبان، به موارد گذشته اضافه می کنند.

و اخیراً اسلام سیاسی، اسلام بنیاد گرا، اسلام اهل عرفان، اسلام متمدن و اسلام لاهوتی را اختراع کرده اند.

ما مطلع نیستیم شاید اختراع انواع دیگری از اسلام را هم برای آینده در برنامه‌ی کاری خود قرار داده باشند؟

با تمام تأکید و قاطعیت می گویم که همه‌ی آن تقسیم بندی‌ها مردود و غیر قابل قبول هستند.
ما به جز یک اسلام بدون شبه و یک پارچه، اسلام دیگری را سراغ نداریم و به چیز دیگری اعتراف نمی‌کنیم و آن اسلام سر آغاز رسالت یا اسلام بر گرفته از قرآن و سنت است.

اسلامی که بهترین و و آگاه ترین نسل امت اسلامی در بهترین زمان، یعنی اصحاب و تابعین راستین، آن را فهمیده بودند. آن‌هایی که رسول الله مورد تمجیدشان قرار داده است.

اسلام صحیح و راستین همان است، اسلامی پیش از آن‌که پاره‌ای شبه‌ها با آن آمیخته گردد و برخی از خرافات و اباطیل ملت‌ها، ذهنیت های بی اساس فلسفه ها، و بدعت گروه‌ها، و کشش‌های نفسانی ستیزه گران و جعلیات باصل گرایان، پیچ و خم‌های تندروان، و سوء استفاده‌ی تأویل‌گران نا آگاه ، صفا و زلالی آن را آلوده گرداند.

دوما: اسلام بدون سیاست اسلام نیست
لازم می‌دانم به صراحت تمام به گونه‌ای که صدای آن در همه جا بپیچد اعلان نماییم، اسلام راستینی که خداوند آن را مقرر فرموده، امکان ندارد که سیاسی نباشد، و هر گاه سیاست از آن کنار نهاده شود، دیگر عنوان اسلام را نخواهد داشت و دین دیگری می شود. ممکن است دین بودایی یا مسیحی و یا چیز دیگری از آب در بیاید، اما اینکه آیین اسلام باشد به هیچ وجه امکان ندارد.

نوشته‌ی دکتر یوسف قرضاوی

ترجمه‌ی عبدالعزیز سلیمی

منبع : فقه سیاسی

درباره‌ی heidary2015

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*